| گاهی با خودم فکر می کنم چی می شد چشمهام رو می بستم و بعد که باز می کردم زندگی تغییر کرده بود؟
یا اینکه چی می شد می تونستم دیگه به هیچ چیز فکر نکنم...
گاهی از ترس خواب های آشفته ای که این روزها زیاد به سراغم می یان چشمهام رو نمی بندم و دائم از این پهلو به اون پهلو می شم... نتیجه این می شه که صبح تمام سرم رو دردی عجیب می گیره و چشمهام می سوزه
نمی دونم خودم باید تغییر کنم یا شرایط اطراف رو باید تغییر بدم تا انقدر روحم عذاب نکشه....
من به دنبال آرامشم
|