دست نوشته های یک ذهن پراکنده

جودی ابوت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

 

آخرین روز کاری در سال ۱۳۸۶

بالاخره سال ۸۶ هم تموم شد....

بوی بهار رو دیگه کاملاْ به وضوح احساس می کنم....

برای رسیدن لحظه شنیدن دعای یا مقلب القلوب بی تابم

برای لحظه ای که همه دستها به اسمون بلند می شه و همه از خدا می خوان که امسال سال خوبی براشون باشه...سالی بدون مریضی...سلامتی...شادی...برکت

لحظه ای که همه همدیگرو در آغوش می کشن و با صدای بلند به هم تبریک می گن و برای هم آرزوی سلامتی می کنن

 

من منتظر لحظه ای هستم که کنار هفت سین همه بنشینیم و سال جدید رو با دلی پر از امید آغاز کنیم

 

نوروز پیشاپیش مبارک

  3:51 PM | دختر پاییز | نظرات [1] | نسخه قابل چاپ



زاده ی پاییزم ،آرزوهایم در آغوشم،چشمهایم نظاره گر روبه رو، گام بر می دارم در جاده ای به نام زندگی

شناسنامه کامل من...

آخرین یادداشت ها
لحظه ها را با تو بودن........
روزهایی که گذشت
چقدر گیجم
....
اعتراف
گمگشتگی
[ بدون عنوان ]
نفرین
چراغ ها را من خاموش می کنم...چراغ ها رو من روشن می کنم
گریه کن گریه قشنگه.....
عزیزم هدیه ی من برات یه دنیا عشقه
....
تو بزن تا من برقصم
خاطره
کودکی هایم کجاست.............

آرشیو
تیر 1386
مرداد 1386
شهریور 1386
مهر 1386
آبان 1386
آذر 1386
دی 1386
بهمن 1386
اسفند 1386
فروردین 1387
اردیبهشت 1387
خرداد 1387
تیر 1387
مرداد 1387

موضوع بندی
پراکنده
شخصی

لینک های روزانه
لینک دوستان
قالب های رایگان
عسلک و خاله جونش
یوزپلنگان دشتهای وحشی
تمامی هر روزه ام(ساحل)
یه دوست غریبه
دلتنگی های یک مریم(مریم جون و آرین کوچولو)
دختر برفی

لوگو
width تصویر بیشتر از 150 پیکسل نباشد.
دست نوشته های یک ذهن پراکنده

خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید.
نام کاربری

جستجو در وبلاگ


تعداد بازدیدکنندگان
4604

طراحی قالب

POWERED BY
BlogSky.com