دست نوشته های یک ذهن پراکنده

مستر بین Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

 نفرین

خانوم ع.ف نمی دونم می تونی درک کنی یا نه که وقتی کسی این حرفهایی رو که من شنیدم بشنوه اونم از یک آدم مطمئن چه حالی می شه...می دونی بارها تو این چند سال اخیر حس کرده بودم اما باور نمی کردم من به این چیزها اعتقادی نداشتم...فکر می کردم این حرفها و کارها مال زمانیه که همه بی سواد بودن و تنها تفریحشون حرف زدن پشت سر خاله خانباجی ها و طلسم و جادو جنبل بوده.....

نمی دونم بهت چی بگم...نمی دونم از این به بعد میتونم باهات حرف بزنم و تو رون نگاه کنم یا نه

فقط می تونم بگم دیشب برای اولین بار من...منی که هیچ وقت کسی اینجوری ندیده بودم نفرت رو احساس کردم و گفتم نمی گذارم کاری رو که شروع کردی تموم کنی

امیدوارم یک روز همه بفهمن تو کی هستی و چه کاره ای

دلم خیلی شکست خیلی

نمی دونم هنوز هم به این مزخرفات اعتقاد دارم یا نه اما هر وقت تصوریش تو ذهنم می یاد تمام تنم تیر می کشه و بغض می کنم ...

من نمی گذارم کاری رو که می خوای انجام بدی

من مثل تو این کارها رو بلد نیستم...اما آه من رو درآوردی....

 

  11:57 AM | دختر پاییز | نظرات [0] | نسخه قابل چاپ



زاده ی پاییزم ،آرزوهایم در آغوشم،چشمهایم نظاره گر روبه رو، گام بر می دارم در جاده ای به نام زندگی

شناسنامه کامل من...

آخرین یادداشت ها
لحظه ها را با تو بودن........
روزهایی که گذشت
چقدر گیجم
....
اعتراف
گمگشتگی
[ بدون عنوان ]
نفرین
چراغ ها را من خاموش می کنم...چراغ ها رو من روشن می کنم
گریه کن گریه قشنگه.....
عزیزم هدیه ی من برات یه دنیا عشقه
....
تو بزن تا من برقصم
خاطره
کودکی هایم کجاست.............

آرشیو
تیر 1386
مرداد 1386
شهریور 1386
مهر 1386
آبان 1386
آذر 1386
دی 1386
بهمن 1386
اسفند 1386
فروردین 1387
اردیبهشت 1387
خرداد 1387
تیر 1387
مرداد 1387

موضوع بندی
پراکنده
شخصی

لینک های روزانه
لینک دوستان
قالب های رایگان
عسلک و خاله جونش
یوزپلنگان دشتهای وحشی
تمامی هر روزه ام(ساحل)
یه دوست غریبه
دلتنگی های یک مریم(مریم جون و آرین کوچولو)
دختر برفی

لوگو
width تصویر بیشتر از 150 پیکسل نباشد.
دست نوشته های یک ذهن پراکنده

خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید.
نام کاربری

جستجو در وبلاگ


تعداد بازدیدکنندگان
4595

طراحی قالب

POWERED BY
BlogSky.com