پس از این زاری مکن
هوس یاری مکن
تو ای ناکام دل دیوانه..............
این روزها دلم می خواهد لای پنجره را باز بگذارم تا باد بوزد و گاه آرام و گاه آنچنان تند پرده ها را به رقص درآورد.
این روزها دلم می خواهد دستانت را بگیرم و باهم با آوای درونمان آنچنان برقصیم که نه من نای حرف زدن داشته باشم نه تو
این روزها دلم می خواهد دنیا را به سازم خودم به رقص درآورم
پ.ن. تجربه جدیدی را در راه دارم...پرم از ترس و اضطراب